close
چت روم
عجله

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
0 114 aniaz
0 127 aniaz
0 122 aniaz
0 122 aniaz
0 116 aniaz
0 121 nina
0 120 nina
0 106 nina
0 112 nina
0 124 nina

عجله

379 بازدید
روزی كودكی در خیابان، مرد فقیری را دید كه از ظاهرش پیدا بود مدت هاست غذای آن چنانی نخورده است. پسرك از مادرش خواست تا به آن مرد فقیر كمك كند. مادركه عجله داشت دست كودك را كشید و با سرعت به طرف اتوبوس كه در حال حركت بود دوید. ناگهان به یاد آورد كه بلیت ندارد، از مسافرانی كه. در حال سوار شدن بودند، بلیت خواست، اما آنها نیز عجله داشتند. مادر حركت اتوبوس و همین طور رفتن فقیر گوشه خیابان را دیدچهار چیز هرگز قابل جبران نیست:
سنگی كه پرتاب شده باشد.
حرفی كه از دهان خارج شده باشد.
فرصتی كه از دست رفته باشد.
زمانی كه سپری شده باشد!
برچسب ها : ,

دیدگاه شما از مطلب بالا چیست؟

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

به نکات زیر توجه کنید

  • پسورد کلیه فایل ها عبارت "http://baxdl.ir/" می باشد.
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.