close
نازچت
حکایت از خود گذشتگی
loading...

BaxDL_بکس دانلود

در روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود، پسر ده ساله ای وارد بستنی فروشی هتلی شد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای گرفتن سفارش به سراغش…

آخرین ارسال های انجمن
Admin بازدید : 283 یکشنبه 19 شهريور 1391 نظرات ()

در روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود، پسر ده ساله ای وارد بستنی فروشی هتلی شد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای گرفتن سفارش به سراغش رفت.

پسر:«بستنی با شکلات چند است»؟

خدمتکار:« پنجاه سنت».

پسر دستش را در جیبش کرد و گفت:«بستنی خالی چند است»؟خدمتکار با توجه به اینکه تمام میز ها پر شده بود و عده ای بیرون از بستنی فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند، با بی حوصلگی گفت:«سی و پنج سنت».

پسر دوباره پول هایش را شمرد و گفت:«پس برای من یک بستنی بیاورید».

خدمتکار رفت و بستنی آورد و صورت حساب را روی میزگذاشت و رفت. پسر بستنی را تمام کرد؛ صورت حساب را برداشت و به صندوق دار پرداخت کرد و رفت. هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت، گریه اش گرفت.پسر بچه روی میز در کنار بشقاب خالی پانزده سنت برای او انعام گذاشته بود .

یعنی او میتوانست باپول هایش یک بستنی با شکلات بخرد اما چون پولی برای انعام دادن برایش باقی نمیماند، این کار را نکرده بود و بستنی خالی خورده بود.

عجول بودن در برخورد ها بسیاری از مواقع سبب پشیمانی میشود.پس آرام باشیم و عجولانه برخورد نکنیم. در  رفتار هایمان آرامش را پیشه کنیمو با متانت برخورد کنیم.تا هنگام مواجه شدن با برخوردی مناسب از رفتار زشت و نا مناسب خود شرمگین نشویم.
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 349
  • کل نظرات : 51
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 43
  • آی پی امروز : 52
  • آی پی دیروز : 110
  • بازدید امروز : 253
  • باردید دیروز : 535
  • گوگل امروز : 9
  • گوگل دیروز : 62
  • بازدید هفته : 5,162
  • بازدید ماه : 26,048
  • بازدید سال : 201,387
  • بازدید کلی : 954,479
  • کمک به موسسه ی خیریه ی محک